|
باید رفت
چون چاره نیست می روم و می گذارمت
|
سلام به همه دوستان برای انجام یک پروژه و همکاری با یک نشریه معتبر کشور در استانهای زیر به همکاری عکاس های توانمند و خبره در عرصه خبر و مستند نیاز دارم. لطفا هر کس میتونه کمک کنه استانها 1- زنجان 2 - آذربایجان غربی 3 - لرستان 4 - هرمزگان 5 - بوشهر 6 - البرز 7 - اردبیل 8 - یزد 9 - چهار محال بختیاری 10 - مرکزی 11 - ایلام 12 - کرمانشاه 13 - کردستان 14 - سمنان 15 - کهکیلویه و بویر احمد 16 - سیستان و بلوچستان 17 - خراسان جنوبی 18 - خراسان شمالی 19 – گیلان
[ سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:53 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
پنجشنبه شب حدود ساعت 8 یه اتفاق ساده بود. خیلی ساده تر از اون چیزی که فکرش رو بکنی... فقط تو یه لحظه. اینقدر سریع که حتی وقتی برای خدا حافظی هم نداشته باشی تو یه لحظه پام به لبه جدول گرفت و با صورت خوردم زمین بینی و پیشونیم ترکید. از زمین بلند شدم. فقط چند ثانیه سرگیجه و حالت تهوع و ... دیگه نفهمیدم چی شد به همین راحتی داشت تموم میشد. تجربه جالبی بود. مردن رو میگم. باورت میشه به همین سادگی می شه مرد!!!؟؟؟ به همین راحتی میشه رفت!!!؟؟؟ آره!!! من مردم. برا چند دقیقه همه چیز رو از بالا می دیدم خودمو، دوستام که دورم بودن و بردنم بیمارستان. حتی پدربزرگ و مادر بزرگ و خواهرام که خیلی ساله از پیشم پر کشیدن آره "به همین سادگی" با "نغمه ناجور" "باید رفت" از این "محله بی عابر"
[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 14:19 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
مرتضی ابراهیمی مقدم گفت: اختلاف در محاسبه گاز بهای مصرفی جایگاه های سی ان جی که به دلیل هدفمندی یارانه ها وافزایش بهای گاز و محقق نشدن وعده های مسئولان دولتی، عامل اصلی تعطیلی جایگاه های CNG کشور است. به گزارش انرژی نیوز، دبیر انجمن صنفی سی ان جی کشور با بیان مهمترین مشکل جایگاه دارن در بحث سی.ان.جی، نحوه محاسبه گاز بهاء و اختلاف در میزان گاز مصرفی است تاکید کرد: کنتور شرکت گاز میزان گاز مصرفی را بر اساس حجم یا همان متر مکعب و دیسپنسرهای جایگاه بر اساس جرم یا کیلوگرم محاسبه می کنند، این اختلاف در محاسبه عامل افزایش گازبهای جایگاه داران است. وی افزود: برای حل این مشکل شرکت ملی گاز به هیچ عنوان حاضر به همکاری با جایگاه داران نیست و بسیاری از جایگاه ها به دلیل بدهکار شدن به شرکت گاز و قطع شدن گاز آنها از سوی این شرکت ، تعطیل شده اند. وی ادامه داد: یکی دیگر از مشکلات جایگاه داران نرخ کارمزد فروش گاز در جایگاه است که تعیین نرخ، غیر کارشناسی و بدون نظر خواهی از ذینفعان بوده است. ابراهیمی مقدم با اشاره به اینکه جایگاه هایی که کمتر از 300 هزار متر مکعب در ماه فروش گاز داشته باشند، زیانده هستند، افزود: حدود 300 جایگاه دومنظوره در کشور دارای کمپرسور های با ظرفیت کمتر از 500 متر مکعب بر ساعت هستند که اساسا نمی توانند به فروش 300 هزار متر مکعب در ماه برسند و با نرخ کار مزد فعلی جایگاه دار حتی نمی توانند هزینه های جاری خود را تامین کند. وی افزود: شرکت پخش فرآورده های نفتی از حامیان اصلی ما درافزایش نرخ کارمزد است و بارها باارائه گزارش های کارشناسی به ستاد هدفمندی یارانه ها بر این نکته تاکید داشتند اما به نظر می رسد ستاد مدیریت حمل ونقل و سوخت و ستاد هدفمندی یارانه ها توجهی به این مساله ندارند. دبیر انجمن صنفی CNG کشور تاکید کرد: در مرحله اول اجرای طرخ هدفمندی یارانه ها کارمزد 40 تومانی از سوی دولت و بدون مشورت با جایگاه داران برای فروش گاز در نظر گرفته شده بود که این رقم جوابگوی هزینه های جایگاه نبود. وی با بیان آنکه اعتراض جایگاه داران به نرخ کارمزد در جلسات متعدد مطرح شده است افزود: شرکت پخش فرآورده های نفتی و سازمان حمایت از تولیدکنندگان با ارائه گزارش های کارشناسی متعدد نسبت به افزایش کارمزد اعلام موافقت کرده بودند اما دولت در فاز اول هدفمندی یارانه ها محاسبات خود را غلط انجام داده و اشتباه در قیمت گذاری باعث ایجاد این مشکل شده است. ابراهیمی مقدم درباره تسهیلات درنظر گرفته شده برای جایگاه های CNG گفت: هیچ وقت صحبت از اعطای وام برای اخداث جایگاه در میان نبوده است . وی افزود: متقاضیان بخش خصوصی زمین مورد نظر خود را به وزارت نفت معرفی کرده که پس از تایید زمین از سوی وزارت نفت تاسیسات رایگان در اختیار متقاضی احداث جایگاه قرار می گرفت. اما این مساله در 2 ساله اخیر فقط به کلان شهرها اختصاص یافته است. به گفته دبیر انجمن صنفی CNG کشور هزینه های تعمیرات و نگهداری تاسیسات جایگاه به مالکان آن مربوط می شود که افزایش نرخ ارز و کمبود قطعات یدکی از یگرمشکلات جایگاه داران است که برخی از مواقع منجر به تعطیلی جایگاه های CNG می شود.
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 18:15 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
در ادامه بررسی نتایج انتخابات مجلس، اسامی کسانی که در مجلس هشتم عضو کمیسیون های صنایع و معادن و عمران بوده، اما در انتخابات مجلس نهم نتوانستند رای لازم را برای حضور دوباره در مجلس کسب کنند، را فهرست کرده ام:
کمیسیون صنایع و معادن 1 – علی مطهری شبستر وی دارای مدرک تحصیلی لیسانس مهندسی برق (الکترونیک) بوده و در دوره هشتم از حوزه انتخابیه شبستر به نمایندگی برگزیده شده بود. 2 – علی اصغر یوسف نژاد وی دارای مدرک تحصیلی دکتری مهندسی صنایع بوده و در دوره های پنجم و هشتم از حوزه انتخابیه ساری به نمایندگی برگزیده شده بود. کمیسیون عمران 1 – سید فتح الله حسینی وی دارای مدرک تحصیلی لیسانس حقوق بوده و در دوره های چهارم و هشتم از حوزه انتخابیه پاوه، جوانرود، ثلاث باباجانی و روانسر به نمایندگی برگزیده شده بود. 2 – محمد امین فرج زاده وی دارای مدرک تحصیلی لیسانس ریاضی بوده و در دوره هشتم از حوزه انتخابیه بندرعباس، قشم، ابوموسی و حاجی آباد به نمایندگی برگزیده شده بود. 3 – محمد رضا صابری وی دارای مدرک تحصیلی لیسانس راه و ساختمان بوده و در دوره هشتم از حوزه انتخابیه نهبندان و سربیشه به نمایندگی برگزیده شده بود. [ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 13:59 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
پس از حضور بینظیر مردم در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و حیرت رسانههای بینالمللی از این حضور کمنظیر، شمارش آراء در سراسر کشور آغاز شده است.
براساس نتایجی که از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام شده است برخی از نمایندگان اصولگرا و اصلاح طلب مجلس هشتم از ورود به مجلس نهم بازماندند که در این بین نام تعدادی از اعضای کمیسیون های اقتصادی مجلس نیز به چشم می خورد. با بررسی نتایج شمارش آرا تا این لحظه، اسامی کسانی که در مجلس هشتم عضو کمیسیون اقتصاد بوده، اما در انتخابات مجلس نهم نتوانستند رای لازم را برای حضور دوباره در مجلس بیابند، را فهرست کرده ام: 1 – مصطفی مطور زاده 2 – محمد رضا خباز وی مخبر کمیسیون و دارای مدرک تحصیلی دکتری علوم سیاسی بوده و در دوره های چهارم، پنجم، ششم و هشتم از حوزه انتخابیه کاشمر، بردسکن و خلیل آباد به نمایندگی برگزیده شده بود. 3 – جهانبخش محبی نیا 4 – فخرالدین حیدری 5- سید کاظم دلخوش وی دارای مدرک تحصیلی لیسانس مدیریت دولتی بوده و در دوره های هفتم و هشتم از حوزه انتخابیه صومعه سرا به نمایندگی برگزیده شده بود. 6 – احد خیری وی دارای مدرک تحصیلی لیسانس پرستاری بوده و در دوره هشتم از حوزه انتخابیه بستان آباد به نمایندگی برگزیده شده بود. 7- یوسف نجفی وی دارای مدرک تحصیلی دکتری مردم شناسی بوده و در دوره هشتم از حوزه انتخابیه مراغه و عجب شیر به نمایندگی برگزیده شده بود. 8- پیمان فروزش وی دارای مدرک تحصیلی فوق لیسانس کشاورزی (زراعت و اصلاح نباتات) بوده و در دوره های هفتم و هشتم از حوزه انتخابیه زاهدان به نمایندگی برگزیده شده بود.
[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 16:57 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
دیگه نیستم تا کی رو نمی دونم دعام کنید دعا کنید زود تر تموم شه خیلی خسته ام [ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 ] [ 18:13 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
امتحانات پایان ترم بود. با دوستان رفتیم قدم بزنیم. چشمم به نیزار افتاد هوس کردم آتیشی بپا کنم و عکس بگیرم. این عکسها هم شد نتیجه کار
[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 12:45 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
شنیدم یکی از اساتیدم در دانشگاه که چهل و اندی سال سن داشت و البته زن و فرزند هم داشت، با یکی از خانوم های دانشجو که همکلاسیمون هم بود و بیست و چندساله، ازدواج کرده. نکته جالب اینکه همسر اول آقای استاد هم به خوبی و خوشی همچنان پابرجا هستند و زندگانی مسالمت آمیز به پیش می رود. همون روزهای دانشجویی یکی از آقایون کلاس که نزدیک پنجاه سال سن داشت هم با یکی از خانوم های دانشجو که ایشون هم بیست و هفت هشت ساله بود ازدواج کرد. شنیدم این خانوم محترم قبل از آغاز زندگی مشترک مهریه هزار و چند صد سکه ای رو مطالبه کردند و داماد ناکام حدود 2 سالی هست که فراری شده. امیدوارم استاد عاقبت به خیر بشه. پی نوشت: - خداوندا از اینکه به من توفیق دادی ایام دانشجویی رامثل گوسفند سربه زیر باشم، سپاسگذارم. - حالم خوب نیست، دعام کنید.
[ یکشنبه نهم بهمن 1390 ] [ 14:23 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
صبح امروز مثل همیشه سوار ماشینم شدم و راه افتادم به سمت اداره. درست مثل همه روزها صدای رادیو پیام بود و ترانه های صبحگاهی و من. به دور برگردون خیابون که رسیدم دور زدم اما همین که فرمون ماشین رو چرخوندم، دیدم فرمون چرخید اما ماشین نچرخید. دیدم دارم میرم تو جدول. ترمز کردم. اصلا حواسم به اطراف نبود. یک دفعه صدای بوق گوشخراش تریلی و ترمز و .... انحراف ماشین من از مسیر باعث شده بود که عرض خیابون بسته بشه و یه تریلی نازنین که از پشت به سمت من میومد به فاصله یک وجب، دقیقا یک وجبی ماشین من ترمز کرد. سرم رو که به چپ گردوندم دیدم سپر تریلی با صورت من کم تر از نیم متر فاصله داره. اعتراف میکنم تا امروز به این حد نترسیده بودم. آخه اگه ترمز نمیکرد احتمالا پودر می شدم. راننده تریلی پیاده شده و نشده منو گرفت به باد فحش های جانانه و اومد به سمت ماشینم که چندتا مشت و لگد جانانه نثارم کنه اما همین که رنگ و روی پریده و صورت مثل گچ سفیدم رو دید کوتاه اومد. بعد چند لحظه ای مات و مبهوت از ماشین پیاده شدم. راننده تریلی با عصبانیت داد زد معلوم هست چه ... می خوری پچه ...!!؟؟ نگاهش کردم و خیلی ساده گفتم: من پیچیدم، ماشین نپیچید. بنده خدا خشکش زد. نمیدونست مسخره میکنم، جدی میگم، الان بخنده، فحش بده، بزنه!!؟؟ فقط سیخ تو چشم هام نگاه کرد و بعد دستمو گرفت هول داد کنار و رفت نشست پشت فرمون ماشینم. خواست ماشینو جابجا کنه. اما نشد. دوزاریش افتاد چی شده. اومد پایین و گفت: فرمون بریدی. گفتم: خوب!!؟؟ گفت: زهر مار و خوب. بتمرگ پشت فرمونت آروم آروم گاز بده. من با دست مسیر چرخ رو عوض میکنم تا بری کنار. بعد هر غلطی خواستی بکن. منم خیلی راحت همین کارو کردم. راه باز شد و تریلی رفت و بعد امداد اومد ماشینم رو برد. تو تعمیرگاه مدام حادثه اول صبح تو ذهنم می چرخید. انگار فحش هایی که خورده بودم تازه داشت اثر میکرد. مثل دیوونه ها یه گوشه ایستاده بودم و با خودم می خندیدم. می خندیدم به اینکه چقدر ترسیده بودم. چقدر فحش خوردم و اصلا عکس العملی نشون ندادم. ((سیب زمینی)) از همه باحال ترش جمله زیبای "من پیچیدم، ماشین نپیچید" بود. خدا وکیلی راننده تریلیه خیلی مرام داشت نزد تو گوشم.
[ دوشنبه نوزدهم دی 1390 ] [ 18:0 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
اینجا هوا ابریست مثل دلم باران می آید پا به پای اشکهایم بی تو همیشه زمستانم
[ یکشنبه یازدهم دی 1390 ] [ 15:48 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
از تو می ترسم؛ جزتو هیچ کس روح من را آنقدر عریان ندیده است که جای دقیق زخم ها را بداند ... نه من روئین تن هستم و نه تو "مرد" [ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ 8:0 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
این خبر را برسانید به کنعانی ها بوی پیراهن خونین کسی می آید السلام علی الحسین (ع) و علی علی بن الحسین (ع) وعلی اولاد الحسین (ع) و علی اصحاب الحسین (ع) [ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 12:19 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
استعداد عجیبی در شکستن داری قلب؛ غرور؛ پیمان؛ استعداد عجیبی در نشستن دارم به پای تو؛ به امید تو؛ به انتظار تو . . [ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 18:3 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
روابط عمومي و قانون روابط عمومي ها بايد با آن دسته از قوانين، آئين نامه ها و دستورالعملها و مقررات كه به نحوي با كار آنها ارتباط دارد، آشنا باشند. چرا كه عدم رعايت مقررات و قوانين مدون، تبعات و آثار سوئي را در سرنوشت آن سازمان و مجموعه به ارمغان خواهد آورد. برخي از موارد به شرح ذيل است:ادامه مطلب [ دوشنبه نهم آبان 1390 ] [ 18:11 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
هر صبح قدم زنان، ریه هایم را پر می کنم از هوای مسموم این شهر شاید این ورزش صبحگاهی و آتش این ملعون متبرک، زودتر بترکاند یکی یکی حفره های ریه ام را. روزهای اینجا همیشه یک رنگ است مثل دیروزش 10 گوشی تلفن همزمان زنگ میخورد، ولی فقط با یک نفر کار دارند دوست تبعیدی از جوانی رفته می گوید جوان همسایه "از یاد رفته" هایش را مرور می کند و به رخ می کشد صوت داوودیش را همسایه آنطرفی و خواب عمیق مرد مقتدر ریز نقش، اینجا. حمام گرفتن های ظهرانه همسایه آنطرف تری در دستشویی و دلپیچه های گروهی پشت این در "برادر"، گلدان گل مصنوعی را آب می دهد هر روز آنطرف ترشان با "نغمه ناجور"، "عاطفه" را هدف می گیرند اینجا هنوز "محله بی عابر" زیر پوست می خندد، هرچند تنهاست همسایه آنطرف ترینشان قانع شده، فقط به "پنج سیر" و می خندد و سوتی می گیرد " به همین سادگی" بس کنید دیگر خسته ام تو را به خدا یک چای به من بده [ چهارشنبه چهارم آبان 1390 ] [ 18:8 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
در خبرها آمده بود: با رفع مشکل تحصیلی رئیس دفتر رئیس جمهور در دانشگاه تربیت مدرس، مشایی 18 شغله از ترم آینده دانشجوی رشته فوق لیسانس حقوق بین الملل این دانشگاه خواهد شد. حاشیه: مدرسه ابتدایی - کلاس درس انشاء موضوع انشاء: علم بهتر است یا ثروت
[ دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390 ] [ 12:57 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
چهارشنبه ۱۴/۷/۱۳۸۹
ساعت ۱۱:۰۷ مسیر: جاده کمربندی قائمشهر به ساری یه دوچرخه سوار عرض خیابون رو طی کرد و من... با تمام قدرت پامو رو ترمز فشار دادم. دیگه چیزی نفهمیدم فقط صدای یک ضربه و خورد شدن شیشه ماشینم و ... از ماشین که پیاده شدم اون پیر مرد رو دیدم که نقش بر زمین شده و خون تمام خیابون رو گرفته. پاهام سست شده بود. قدرت ایستادن رو پاهامو نداشتم. بنده خدا محسن خورشیدی از من بدتر بود. رنگش مثل گچ سفید شده بود. آمبولانس اومد. فقط یه معاینه کوتاه و بعد منو نگاه کرد. با اشاره چشماش فهمیدم که تموم کرده. نفسم بالا نمی اومد. خیلی زود سردی دستبند پلیس رو رو دستام حس کردم. حالا دیگه من یه قاتل بودم. محسن ماشینمو برد پارکینگ و بچه های دانشگاه رو خبر کرد. نیم ساعت نگذشته بود که همه خودشونو رسوندن. کاوس جمالی، مسعود حکیمیان، خانی، بابایی، ساداتی. خانوم ترابی با برادرش که وکیله تماس گرفت. استاد حسینی با فرمانده انتظامی قائم شهر و دادستان تماس گرفت. دمشون گرم همه بچه های ساری و تهران بسیج شدن که بتونن کاری برام انجام بدن. همه تلاش کردن تا لا اقل به عروسی برادرم برسم. اما من مثل یه مرده متحرک بودم. به هیچ چیز نمی تونستم فکر کنم. اصلا مغزم کار نمی کرد. دیگه نفهمیدم چه اتفاقهایی افتاد. فقط یادمه که شب شد و من همچنان تو کلانتری بودم. قاضی دستور ۲۴ ساعت بازداشت من رو صادر کرد. دستبند محکمی به دستهام و سردی زنجیر پابند رو پاهام همه غرورم رو خرد کرد. یاد روزهایی افتادم که به عنوان خبرنگار به دادگاه جنایی می رفتم. وقتی یه متهم رو می دیدم که با دستبند و پابند به دادگاه می اومد تو دلم می گفتم الان چه احساسی داره؟ تو دلش داره چی می گه؟ من یه پاکباخته تمام عیار شدم که همه چیزش رو تو یه قمار تلخ از دست داده. زندگی و ناموسم و ازم دزدیدند، آبروم تاراج شد و شخصیت و غرورم له شد. تمام شب با دستبند و پابند تو بازداشتگاه خیره به روزنه کوچیک روی در بودم که نور ضعیفی از اونجا به داخل می تابید. به تو فکر می کردم. به روزهای خوب با تو بودن و این روزهای تلخ که بی تو ... حالا یک سال از اون ماجرا میگذره. خیلی چیزها عوض شده. اما جای خالی تو ...
حاشيه: همه چیز از یاد آدم میره الا یادش که همیشه یادشه - محسن خورشيدي، كاووس جمالي، اميرناصر حكيميان، ذوالفقار خاني، مسعود تركاشوند، كياون دستمالچي، علي عبادي، سيد كميل ساداتي، رضا بابايي، خانم فاطمه درويش ترابي، خانم معصومه غني وند، دكتر سيد صمد حسيني، دكتر مهرداد ابراهيمي، دكتر عباس طالبي بهترين دوستان، همكلاسي و اساتيد دانشگاه من بودند كه اين يكسال تنهايي رو تنهام نذاشتن. از همتون ممنونم - بازهم ميگم اندكي صبر، سحر نزديك است... - زخم که می خوری مزه مزه اش کن، حتما نمکش آشناست... [ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 11:7 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
همین [ سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390 ] [ 14:4 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
آشنايي و دستيابي به آخرين تكنولوژيهاي ارتباطات و اطلاع رساني، امروزه براي هر فردي و هر سازماني از الزامات و دليل اصلي توفيق است.
روابط عمومي ها نيز در دنياي ارتباطات بايستي براي سهولت و
سرعت اطلاع رساني و برقراري ارتباط و پاسخگويي از آخرين پديده هاي فن آوري بهره
گيرند.
ادامه مطلب [ سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390 ] [ 20:50 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
اپيزود اول 1370/05/20 در يك سانحه رانندگي در 20 كيلومتري جاده ملاير 27 نفر كشته و مجروح شدند. به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران خواب آلودگي و انحراف به چپ از سوي راننده يك دستگاه اتوبوس مسافري و برخورد با كامييون حامل 20 تن بار موجب كشته شدن 11 نفر و جراحت 16 تن شد كه حال بسياري از مجروحان وخيم گزارش شده است. ... اپيزود دوم ساعت 5 صبح همان روز من تو اون اتوبوس بودم. پدرم هم بود و مادرم و برادرم و هردو خواهرم. راحله و عادله 2نفر از اون 11 نفري بودن كه پرواز كردند. 20 سال گذشته و هنوز به اين روز تلخ كه مي رسم، دلم مي گيره. يه بغض سنگين تو گلوم ميشينه. 20 سال گذشته اما هنوز كابوس اون روز وحشتناك سحرگاه بيستمين روز مرداد - دقيقا راس ساعت 5 - سراغم مياد. 20 سال گذشته ولي فقط گذشته. هنوز ثانيه به ثانيه اون روزها جلو چشامه. دلم گرفته مثل هميشه، مثل همه اين 20 سالي كه دلم ميگيره تو اين روزها. امسال اما تنها ترم از هميشه. سالهاي پيش با كسي ميومدم كنارتون و زيارت مزارتون تا غم نبودن شما رو باهاش شريك بشم. اما امسال فرق ميكنه. تنها ميام و در غم نبودن ها، هيچ شريكي نخواهم داشت. آبجي راحله، آبجي عادله برا داداش تنهاتون دعا كنيد. [ پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ] [ 18:3 ] [ رضا سمائی نیا ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |